- سپاس نامه برای برگزیدگان جشنواره قصه گویی

ن والقلم و ما یسطرون   آیه ی یک  قلم


جان پرور است قصه ی ارباب معرفت        رمزی برو بپرس و حدیثی بیا بگو


قصه گو و داستان نویس هنرمند......................................


چه خوش است قصه ی دوستان گفتن و داستان دوستان شنیدن.

«لیس للانسان الا ما سعی»

 

جوانی بهار عمر و جوانان ، جان جامعه و نمونه های ناب تلاش و نشاط شمرده می شوند ; و فرهنگ و هنر که حاصل عقل و ذوق است با جوانانی از این تبار ، اعتبار می یابد.


مدير عامل ارجمند ........................................


از اينکه با هدف اعتلا و ارتقای فعاليت های علمی و فرهنگی و با عنايت به حفظ و تقويت سرمايه های عظيم و توانمند کشور عزيزمان، همايش اقتصاد ايران در مسير تحول ( برداشت اول : هدفمندی يارانه ها) را حمايت و پشتيبانی فرموديد و با حضور گرما بخش خود اين برنامه را وزين نموديد، در کمال اکرام و احترام و به رسم ادب و اخلاص اين لوح سپاس تقديم همت رفيع و حميت منيع تان می گردد.

ان فضله کان علیک کبیرا                               اسرا 87

که فضل خدا هست بر تو زیاد                         مبر هیچ گاه لطف ایزد ز یاد


مدیر مدبر جناب آقای .......................

نظر به توانمندی های علمی و مدیریتی و حضور ارزشمند و شایسته ی حضرت عالی در چهارمین نمایشگاه ...........................................

تقدیر از دانش آموز فرهیخته از یک خانواده فرهنگی همکار آموزش و پرورش به قلم فریبا علومی یزدی

العلمُ یُرشِدکَ والعملُ یبلُغُ بک الغایة

دانش تو را راهنمایی می کند و عمل تو را به مقصد می رساند     حضرت علی (ع)

اقتباس از تقدير نامه ششمين كنفرانس بين المللي روابط عمومي ايران

پایه های روابط عمومی باید باید به احساس درست ، وفاداری و قدردانی استوار باشد.

( دکتر حمید نطقی بنیانگذار روابط عمومی ایران )

سردبیرمحترم..........................

تقدیر گروهی از مدیر عامل بانک جهت دعوت کارمندان به همایش به قلم فریبا علومی یزدی

و یجزی الذین احسنوا بالحسنی    نجم 31


نکوکارها را سزا بخشد او        به پاداش کردارهای نکو

ن والقلم و ما یسطرون    آیه ی یک سوره ی قلم


جان پرور است قصه ی ارباب معرفت        رمزی برو بپرس و حدیثی بیا بگو


قصه گو و داستان نویس هنرمند...........................................


چه خوش است قصه ی دوستان گفتن و داستان دوستان شنیدن

(و من شکر فانما یشکر لنفسه )

قلوب اَهل الحُبّ تحنُ لبعضها/ واِن باعدتها الاَوطان و الزَّمن

قلوب اهل محبت بود به هم نزدیک/ اگر چه دور ز شهر و دیار یکدیگرند

فرهیخته ی ارجمند

جناب آقای/ سرکار خانم ............................

به نام فرمانروای جاوید و مطلق اقالیم گوهر و هنر

قال هذا رحمة من ربّی کهف 98

بگفتا که این لطف ربّ من است     که بر  این چنین کار بردیم دست

 

حضور هنر ظهور نقاش هنرمند سرکار خانم/جناب آقای .........................

اشتغال به کار هنر ، ذکرثنای حضرت حق است و زهی ذکر که از زبان بگذرد و به دست آید و گوشه ای از جمال مذکور را بر پرده ای نقش کند یا در پرده ای بنوازد و چشمها و  گوشها را از فراموشی به ذکر آورد.


ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم

همانا که قرآن شود راهبر                       به راهی کز آن نیست پاینده تر



دانشجوی مانوس با قرآن سركار خانم / جناب آقاي .....................................

از اینکه با اعتماد وافر و اطمینان خاطر در پرتو چلچراغ قرآن ، به سعادت زندگی در وسعت حیات جاوید کتاب الله عنایت داشته و به توفیقات الهی درمسابقات قرآن رتبه ی ....................................... را کسب نموده اید ; به شکرانه ی این توفیق وبه پاس قدردانی از این پیروزی خطیر وخیره کننده ; این لوح سپاس با ایمان و اخلاص تقدیم حضور سرشار از معنویت و برکت شما می گردد.

مقالات دیگر...